هدف اصلی ، دست یابی به سلامت

بی شک از نقطه نظر یک جراح ،صحبت کردن حول و حوش محورهایی که به ارتقای آگاهی عمومی در ارتباط با عمل جراحی منجر بشود باید در الویت قرار بگیرد .اما به اعتقاد من آن چه بیش از توانمندی حوزه جراحی در ارایه خدمات تخصصی اش به عموم مردم در سیستم سلامت جامعه اهمیت دارد ،ارتقای شاخص های عمومی سلامتی و تندرستی در میان مردم است .

اگر مهمترین وظایف حاکمیتی هر کشور را امنیت ، آموزش ، سلامت و رفاه عمومی بدانیم بدون شک سلامت یکی از مهمترین ارکان وظایف ذاتی دولتها در جهان امروز است . حتی

سازمان بهداشت جهانی تندرستی را نه صرفاً فقدان بیماری و نقص عضو، بلکه عبارت از تأمین رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی انسان می داند.

برای رسیدن به اهداف بهداشت جهانی در تعریف سلامت، دولتها موظف هستند با رعایت اصل عدالت اجتماعی در برخورداری یکسان آحاد مردم و توزیع مناسب امکانات لازم برای سلامت آنان اقدام کند.

عوامل زمینه ساز تندرستی طیف وسیعی از امکانات فردی و جمعی را شامل می شود که برنامه ریزان حوزه سلامت باید به تنوع و گستردگی زیر ساخت های لازم برای برقراری اهداف سه گانه تأمین رفاه جسمی، روانی و اجتماعی اشراف کامل داشته باشند. این گستردگی زیرساختها از عوامل ژنتیکی و تغذیه سالم، محیط زیست مناسب تا تنپوش کافی و مناسب، خواب کافی، شرایط سالم کار و نبود ترس و فشار مزمن درمحیط کاری، اعتماد به نفس، کسب موفقیت، آزادی بیان و عقیده ، احساس امنیت اقتصادی و سیاسی و روحی، داشتن رابطه خوب و درست با اطرافیان و برخورداری از همسر و فرزندان و خانواده را شامل می شود.

بنابراین رسیدن به سلامت مورد قبول برای اکثر افراد جامعه نیازمند توجه خاص خود فرد و برنامه ریزان آن و آموزش مستمر و صرف هزینه های فراوان و رعایت اصل عدالت اجتماعی است. این برنامه ریزی باید درسه سطح پیشگیری، درمان و بازتوانی به دقت انجام شود.

برای افزایش بهره وری و کاهش هزینه های سلامت به علت محدودیت منابع مالی و انسانی باید اولویت بندی لازم در مورد عواملی که باعث تهدید طول عمر و ناتوانی شخص می شود را مدنظر داشت، به عنوان مثال سوانح و حوادث سومین عامل مرگ و میر کلی بعد از سکته های مغزی و قلبی و سرطان و اولین عامل مرگ و میر قابل پیشگیری در کشورمان است که بی شک قسمت عمده این حوادث با آموزش و نظارت و کنترل ارگانهای ذیربط و سرمایه گذاران لازم قابل پیشگیری است.